از ذهنت بیرون بیا و زندگی کن
Get out of your mind and into your Life
نویسنده: اسپنسر اسمیت, استیون سی. هِیز
مترجم: صدرا صمدی دزفولی
| انتشار میلادی | |
|---|---|
| انتشار شمسی | 1404 |
| شابک | |
| نوع جلد | جلدسخت |
| قطع | رقعی |
| تعداد صفحه | 350 |
| سری چاپ | 1 |
۷۲۵,۰۰۰ تومان
نویسنده: اسپنسر اسمیت, استیون سی. هِیز
مترجم: صدرا صمدی دزفولی
| انتشار میلادی | |
|---|---|
| انتشار شمسی | 1404 |
| شابک | |
| نوع جلد | جلدسخت |
| قطع | رقعی |
| تعداد صفحه | 350 |
| سری چاپ | 1 |
۷۲۵,۰۰۰ تومان
همهی ما آن لحظه را تجربه کردهایم: ساعت سه نصفهشب است، در رختخواب بیدارید و ذهنتان بیوقفه در حال مرور یک اشتباه قدیمی، نگرانی از جلسهی فردا یا یک ترس مبهم از آینده است. شما میخواهید این صدا را خاموش کنید، آرامش پیدا کنید و بخوابید. اما انگار هر تلاشی برای خاموش کردن این هیاهو، آن را بلندتر میکند. این کتاب با یک ادعای تکاندهنده و در عین حال عمیقاً تسکینبخش میآید: مشکل شما، راهحلی است که برای آرامش انتخاب کردهاید. یعنی همان تلاش بیوقفه برای «درست کردن» و «حذف کردن» احساسات منفی.

ما معمولاً فکر میکنیم مشکل اصلی، وجودِ خودِ درد است: اضطراب، افسردگی، خاطرات تلخ یا وسواسهای فکری. به همین دلیل، تمام توانمان را به کار میگیریم تا این مهمانهای ناخوانده را از ذهنمان بیرون کنیم. اما هیز با پشتوانهی دههها پژوهش بالینی و «نظریهی چارچوب رابطهای» (RFT) نشان میدهد که همین «راهحل»، خودش اصلِ مشکل است. ما ناخواسته در دام «اجتناب تجربی» میافتیم؛ فرایندی که در آن، تلاش برای فرار از درد، بهطرز متناقضی آن را به رنجی پایدار و فلجکننده تبدیل میکند.
این کتاب از شما میخواهد یک قدم به عقب بردارید و اساس بازی را عوض کنید. بهجای اینکه غرق در محتوای افکارتان شوید، یاد میگیرید که خودِ فرایند فکر کردن را تماشا کنید. هیز به ما میآموزد که چطور از افکارمان «گسلش» (Defusion) پیدا کنیم؛ یعنی آنها را نه بهعنوان «حقیقت مطلق»، که صرفاً بهعنوان «کلماتی در ذهن» ببینیم. او با تمرینهایی عجیب اما مؤثر (مثلاً تکرار مداوم یک کلمه تا جایی که معنایش محو شود) نشان میدهد که میتوان قدرت هیجانی افکار را خنثی کرد. سپس، بهکمک مفهوم «خودِ مشاهدهگر»، یاد میگیریم که ما افکارمان نیستیم؛ بلکه ما همچون پهنهی آسمانیم و افکار، تنها ابرهایی هستند که از آن میگذرند.
وقتی دست از جنگیدن با ذهنمان برداریم، انرژی درونی عظیمی در ما آزاد میشود. کتاب در نیمهی دوم خود، سمتوسوی این انرژیِ آزادشده را نشانه میگیرد و آن را به سوی «ارزشهای شخصی» هدایت میکند. قرار نیست ابتدا کاملاً «خوب» و بینقص بشویم تا بعد بتوانیم زندگی کردن را شروع کنیم. ما میتوانیم همین حالا، با وجود همان دردها و ترسها، در مسیر اهدافی که واقعاً برایمان مهم و معنادار هستند (مانند عشق، کار معنادار، خلاقیت و ارتباط با دیگران) قدم برداریم. این اثر، هم فلسفهی عمیق این رویکرد را به شما میآموزد و هم یک کتابِ کارِ تمامعیار است که قدمبهقدم دستتان را در این مسیر میگیرد.
به دنبال راهحلی سریع و جادویی هستید که یکشبه تمام دردهایتان را ناپدید کند. این کتاب قرار نیست معجزه کند؛ اما اگر حاضر باشید صادقانه با خودتان روبهرو شوید و تمرینهای گاه چالشبرانگیز آن را با حوصله انجام دهید، بدون شک مسیر زندگیتان را برای همیشه تغییر خواهد داد.

ما در تیم تحریریهی میلکان، روزانه با دهها کتاب روانشناسی روبهرو میشویم که به مخاطب قول میدهند او را «درست» کنند. کتابهایی که میگویند اگر ذهنت را پاکسازی کنی و بر ترسهایت غلبه کنی، بالاخره به آرامش میرسی. اما وقتی نسخهی اصلی کتاب استیون هیز را خواندیم، با جنس متفاوتی از صداقت مواجه شدیم.
هیز، کسی که خودش سالها با حملات پنیک و اضطرابِ فلجکننده دستوپنجه نرم کرده، در این کتاب ادای یک دانشمندِ بینقص را درنمیآورد. او درخواستی عجیب و درعینحال رهاییبخش دارد: «دست از درست کردن خودت بردار؛ تو خراب نیستی.»
ما این کتاب را چاپ کردیم چون دیدیم چقدر چنین نگاهِ واقعبینانهای لازم است. رسالتِ کتابِ هیز، خط کشیدن روی یک باور نادرست است: این تصور که برای داشتن یک زندگی معنادار، اول باید ذهنِ کاملاً آرامی داشته باشیم. این کتاب برای ما فقط یک متن علمی یا یک متد درمانی نبود؛ یک پناهگاه بود. هیز در این کتاب به ما اجازه داد که انسان باشیم؛ با تمام زخمها، ترسها و تاریکیهایمان. و در دل همین دردها بلند شویم و قدمی برای چیزهایی که دوستشان داریم برداریم.
صادقانه بگوییم، شاید فصلهای ابتدایی کتاب که وارد شرح مبانی نظری میشود نیازمند کمی صبر و شکیبایی باشد، اما اگر با نویسنده همراه شوید، از نیمهی کتاب به بعد، مفاهیم آن چنان شما را در آغوش میکشد که دیگر رهایتان نخواهد کرد.
بههیچوجه. با اینکه کتاب بر پایهی یکی از قویترین نظریههای علمی روانشناسی نوشته شده، زبان و مثالهایش کاملاً برای همه قابل فهم است. نویسنده طوری حرف میزند که انگار با خود شما درد دل میکند.
ذهنآگاهی یکی از بخشهای مهم این کتاب است، اما ACT (درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد) از آن فراتر میرود. این رویکرد فقط به شما نمیگوید که در لحظه حاضر باشید، بلکه به شما نشان میدهد چطور از این حضور برای ساختن یک زندگی پرمعنا و ارزشمحور استفاده کنید، آن هم درست در میان رنجها و مشکلاتتان.
قطعاً بله. خود نویسنده در بخشی از کتاب توضیح میدهد که این کتاب میتواند مکمل بسیار خوبی برای جلسات رواندرمانی باشد. حتی پیشنهاد میکند موضوعات و تمرینهایش را با درمانگر خود در میان بگذارید.
فهرست کتاب
مقدمه. 13
فصل یکم: رنج بشر. 27
فصل دوم: چرا زبان منجر به رنج میشود؟ 41
فصل سوم: کششِ اجتناب. 69
فصل چهارم: رهاکردن. 83
فصل پنجم: مشکل افکار.101
فصل ششم: فکری داشتن در مقابل فکری را باورکردن. 123
فصل هفتم: اگر من همان افکارم نیستم، پس کیستم؟ 153
فصل هشتم: ذهنآگاهی. 181
فصل نهم: رغبت چیست و چه نیست؟ 209
فصل دهم: رغبت: یادگیری پرش. 229
فصل یازدهم: ارزشها چیستند؟ 263
فصل دوازدهم: انتخاب ارزشهای خودت. 283
فصل سیزدهم: تعهد به انجامدادن. 301
خاتمه: انتخاب زیستنی پرنشاط. 335
پیوست: ارزشها و دادههای زیربناییِ اکت. 341
منابع. 349
استیون سی. هیز (Steven C. Hayes) یکی از برجستهترین روانشناسان معاصر و از چهرههای اثرگذار در حوزه درمانهای مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) است. او با رویکردی نوآورانه در روانشناسی، نگاه سنتی به رنج، افکار منفی و انعطافپذیری ذهنی را دگرگون کرده و نشان داده است که چگونه میتوان به جای جنگیدن با تجربههای درونی، با آنها به شکلی آگاهانه و سازنده روبهرو شد. هیز استاد روانشناسی دانشگاه نوادا است و آثار و پژوهشهای او تأثیر چشمگیری بر درمان،...
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.