چگونه بعد از مرگ عزیزان آسوده خاطر باشیم؟ {پذیرش مرگ عزیزان (6 روش طلایی)}

پذیرش مرگ عزیزان

  مرگ بخشی از زندگی است و فرار از آن ممکن نیست و تحمل پذیرش مرگ عزیزان سخت است. تغییر احساسات ما پس از مرگ یکی از نزدیکان به میزان ارتباط ما با او و نحوه مرگ او بستگی دارد. معمولا کنارآمدن با مرگ افراد مسن یا بیمار به‌دلیل داشتن آمادگی قبلی ساده‌تر است و مرگ ناگهانی عزیزانمان باعث شوکی بزرگ می‌شود. تحمل مرگ غیرمنتظره عزیز باعث سوگی عمیق می‌شود که بهبود آن نیاز به گذشت زمانی طولانی دارد. در این مقاله همراه ما باشید تا بررسی کنیم چطور می‌توانیم بعد از مرگ عزیزان سوگواری کنیم و خود را تسکین دهیم.

چگونه بعد از مرگ ناگهانی عزیزان سوگواری کنیم؟

سوگواری برای مرگ یکی از عزیزان فارغ از ناگهانی بودن یا نبودن آن، دردناک است. بااین‌حال آماده‌نبودن یا نداشتن فرصت برای خداحافظی با او باعث رنج بیشتری می‌شود. اگر دوست، فرزند، پدر یا مادر، همسر یا هر شخص مهمی در زندگی خود را ناگهانی از دست داده‌اید، دچار طیف وسیعی از احساسات منفی خواهید شد. سوگواری برای ازدست‌دادن عزیزان و بهبودیافتن رنج آن فرایندی دارد که برای هر فرد متفاوت است، درنتیجه نمی‌توان پیش‌بینی کرد که سوگواری برای این فقدان چقدر طول می‌کشد. به هر دلیلی عزیز خود را ناگهانی از دست داده‌ باشید، در فرایند سوگواری راه‌های متنوعی برای کنارآمدن با درد وجود دارند که در ادامه چند نمونه از آن‌ها را به شما معرفی کرده‌ایم.

در بخشی از کتاب «عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست» می‌خوانیم: «چنین اعتقادی وجود دارد که فقط دو گزینه در سوگواری وجود دارد: یا تا ابد غمگینید و هرگز خانه را ترک نخواهید کرد یا تمام غم‌تان را پشت سر می‌گذارید و زندگیِ فوق‌العاده‌ای را شروع می‌کنید. اما حقیقت بسیار گسترده‌تر است. شما نه به ماندن در غم ابدی محکومید نه مجبورید از الگوی بهبودی‌ای پیروی کنید که با شما سازگاری ندارد. زمین بی‌طرفِ وسیعی میان این دو سر طیف قرار دارد. این زمین بی‌طرف را فقط شما می‌توانید ایجاد کنید، با زندگی‌کردن به بهترین شکلی که می‌توانید، هماهنگ با آنچه می‌دانید برای خودتان بهتر است، با راهنمایی و همراهی عشق. شما با مهربانی به خودتان این زمین بی‌طرف را می‌سازید. با مقاومت دربرابرِ الگوی احساسیِ غالب که می‌گوید سوگ شما مشکلی است که باید حل شود. با اختصاص‌دادنِ زمان و مکانی که لازم دارید تا همان‌طورکه شکسته‌اید باقی بمانید. هیچ‌کدام از ما در این مسیرِ سوگ، به زندگیِ قبلی یا کسی که قبلاً بوده برنمی‌گردد. بازگشت به عقب اصلاً امکان‌پذیر نیست. کاری ‌که می‌توانیم انجام بدهیم این است که به قسمت‌های آسیب‌دیده احترام بگذاریم و همچنین به شکاف‌هایی که در زندگی‌مان به وجود آمده‌اند. می‌توانیم با مهربانی و عشق با چیزی که باقی مانده است مواجه شویم. می‌توانیم از خودمان بپرسیم کدام بخش‌های‌مان از این انفجار جان سالم به در برده است.»

 راهکارهای پذیرش بعد از مرگ عزیزان

۱. از دیگران کمک بخواهید

هیچ‌کس نباید تنها رها شود تا سوگواری‌های زندگی خود را به‌تنهایی سپری کند. در طول دوره سوگواری، احساساتی مانند افسردگی، خشم و شرمساری عادی‌اند. فردی که این احساسات را دارد، ممکن است از بودن در کنار دیگران احساس آسیب‌پذیری یا خجالت کند و به همین خاطر تنهایی را ترجیح ‌دهد. برخی دیگر نیز خود را مجبور به تنهایی می‌بینند، چون احساس می‌کنند دیگران توان درک درد و رنجشان را ندارند. بعضی‌ها هم صرفا حوصله اجتماع و ارتباط با سایر انسان‌ها را ندارند. تنهایی برای فکرکردن و پردازش اطلاعات مهم است، بااین‌حال بودن در کنار افرادی که توان ارائه کمک روحی و جسمی به ما را دارند نیز مهم است. از کسانی کمک بخواهید که در کنارشان احساس امنیت می‌کنید؛ کسانی که خودشان طعم این درد را چشیده‌اند، اعضای خانواده یا دوستانی که می‌توانند درکتان کنند، با شما صحبت کنند یا صرفا کنار شما باشند.

۲. حواستان به نیازهایتان باشد

در طول دوره سوگواری، توجه به نیازهای جسمانی، احساسی و معنوی اهمیت زیادی دارد چراکه سوگواری بر فکر و بدن فرد اثر می‌گذارد و باعث خستگی، بی‌خوابی، تغییر اشتها و سایر مشکلات می‌شود. ما معمولا تمایل داریم فکر و جسم را جدا از هم بدانیم، اما لااقل در خصوص سوگواری که فکر و جسم دو عنصر جدایی‌ناپذیرند و در روند درمان باید به هر دوی آن‌ها توجه کرد. به ابتدایی‌ترین نیازهای خود مثل نوشیدن آب کافی، تغذیه سالم و به‌اندازه و نظافت توجه کنید. این موارد در عین سادگی برای بهبود سریع بسیار مهم‌اند و باعث می‌شوند در طول دوره سوگواری سالم بمانید. فعالیت‌هایی مانند مدیتیشن، یوگا و پیاده‌روی را در برنامه خود بگنجانید. همچنین به ایمان و اعتقاد خود توجه کنید. بسیاری افراد بعد از فقدان غیرمنتظره دچار قطع ارتباط با ایمان و معنویت خود می‌شوند و این اتفاق ممکن است باعث افزایش احساس تنهایی و تردید شود

۳. برای طی‌کردن دوره سوگواری و بعد از مرگ عزیزان به خود فرصت دهید

یکی از مهم‌ترین نکات سوگواری و مراحل درمان «پذیرفتن» است. بپذیرید احساساتی مثل غم، خشم و ناامیدی که در این دوره دارید طبیعی‌اند. بپذیرید که ممکن است در حال حاضر از نظر روانی در وضعیتی نباشید که به نظم روتین زندگی برگردید و طبیعی است که فعالیت‌های زندگی خود را مطابق نیازهای روحی جدیدتان تنظیم کنید. به خود فرصت سوگواری و پذیرش مرگ عزیزان بدهید؛ اگر لازم است، سکوت کنید، گریه کنید یا حتی فریاد بزنید و وقتی احساس خوشحالی می‌کنید، شادی کنید.

چگونگی پذیرش مرگ

فرایند سوگواری معمولا شامل پنج مرحله می‌شود: انکار، خشم، چانه‌‌زدن، افسردگی و پذیرش. بااین‌حال فرایند سوگواری همیشه به همین ترتیب نیست و سوگواری شما لزوما شبیه سوگواری فردی دیگر نیست. اگر یکی از مراحل سوگواری را تجربه نکردید و از آن گذشتید یا اگر پس از دوره‌ای افسردگی به مرحله خشم بازگشتید، این به معنی حرکت رو به عقب نیست. واکنش‌‌ها به مشکلات روحی بسته به فرد و شرایط متفاوت‌اند.

۴. از فردی متخصص برای پذیرش مرگ عزیزان کمک بگیرید

بودن کنار دوستان، خانواده یا هر کسی که با او راحتید برای بهبودتان مفید است. بااین‌حال برخی جنبه‌های سوگواری و مراحل درمان هستند که فقط مشاور متخصص سوگ (professional grief counselor) از پسشان برمی‌آید. مشاور متخصص سوگ می‌تواند با دیدگاهی جدید به افرادی که حس گم‌شدگی و سردرگمی دارند یا دچار مشکلات روان مانند افسردگی یا بازگشت به تروما پس از ضایعه روانی (trauma flashbacks after loss) شده‌اند، کمک کند و همچنین برای کنارآمدن با افکار و احساساتی که پس از ضایعه فقدان بروز می‌کنند، راهکارهای مناسب پیدا و راهنمایی‌تان ‌کند.

۵. خویشتن‌اندیشی و یافتن معنا

کنارآمدن با سوگ و بهبودی پس از آن ممکن است سخت‌ترین چالش زندگی‌تان باشد و در عین حال ممکن است فرصتی برای خویشتن‌اندیشی (self reflection) باشد. برای درک این موضوع مرحله ششمی به مراحل پنجگانه سوگواری اضافه شده‌ است: یافتن معنا !

مقالات پیشنهادی سردبیر

یافتن معنا را می‌توان با توجه به نیازها و تجربه‌های هر فرد تعریف کرد. مثل یافتن معنا از رنجی که کشیده‌اید، یا پیداکردن صحبت‌ها و فعالیت‌هایی که به شما احساس امید و هدفمندی در آینده بدون عزیزتان را می‌دهند. برای بسیاری فرایند سوگواری فرصتی‌ است برای کاوش، آزمایش و برقراری ارتباط با ارزش‌های شخصی. کشف این موارد به‌کمک مشاور و نزدیکان یا به‌تنهایی و از طریق فعالیت‌های زیر امکان‌پذیر است:

  • نوشتن افکار و احساسات برای بهتر فهمیدن آن‌ها؛
  • هنر؛
  • موسیقی؛
  • کارهای داوطلبانه خیرخواهانه؛
  • سفر.

۶. بررسی کنید که برای بهبود یافتن و پذیرش مرگ عزیزان باید چه روندی را طی کنید

هر فردی برای بهبود درد و رنجش نیازهای مختص به خود را دارد. روند بهبود برای مادری که فرزند خود را از دست داده با روند بهبود فردی که خواهر خود را از دست داده است لزوما یکسان نیست. حتی یک زن و شوهر برای ازدست‌دادن فرزند خود یکسان سوگواری نمی‌کنند.

 راهکارهای پذیرش بعد از مرگ عزیزان

افراد مختلف به زمان متفاوتی برای تکمیل فرایند سوگواری خود نیاز دارند، از استراتژی‌هایی متفاوت برای کنارآمدن با رنج  و پذیرش مرگ عزیزان استفاده می‌کنند و ایده‌های متفاوتی برای سوگواری خود پیدا می‌کنند. مثلا جوانی را تصور کنید که ناگهانی در اثر تصادف رانندگی یا دعوای خیابانی دچار مرگ دلخراشی شده است. در این مورد درخواست اجرای عدالت توسط نزدیکان عزیز ازدست‌رفته بخشی از روند درمانشان محسوب می‌شود.

سخن پایانی برای پذیرش مرگ عزیزان

اگر به‌تازگی عزیزی را از دست داده‌اید، احتمالا بسیار آشفته‌اید، درگیر مراحل سوگواری هستید و نمی‌دانید چگونه با احساسات خود کنار بیایید. اولین کاری که باید انجام دهید، مهربان‌بودن با خودتان است. با خودتان و سایر کسانی که درگیر این فقدان هستند با آرامش و مهربانی رفتار کنید. شروع به شناخت و هدایت سوگواری خود کنید. درمان ضربه‌های روحی و پذیرش مرگ عزیزان فرایند آسانی نیست، پس برای روزهای خوب و بد زندگی بدون عزیزتان آماده باشید و بدانید که این حالت‌ها طبیعی‌اند. وقتی احساس آمادگی کردید، از اطرافیان درخواست کمک کنید. البته بدانید که حتی انجام کاری به ‌سادگی مکالمه با دیگران، به‌خصوص آن‌هایی که طعم سوگ شما را نچشیده‌اند، ممکن است برایتان خسته‌کننده باشد. برای بهبود و پذیرش مرگ عزیزان به خودتان زمان بدهید و اگر لازم است برای برطرف‌کردن ابتدایی‌ترین نیازهایتان مدتی را به‌تنهایی سپری کنید. مهم است که با سوگ خود روبه‌رو شوید، برای بیان‌کردن آن راهی پیدا کنید و برای کنارآمدن با آن روش‌هایی سالم بیابید. وقتی زمان مناسب رسید و قدرت روحی خود را بازیافتید، می‌توانید به دنبال اجرای عدالت بروید، درباره زندگی‌تان تصمیم بگیرید و اهداف زندگی‌تان را پی بگیرید. تا آن زمان، با مراقبت از خود و نزدیکانتان و دادن فرصت و منابع لازم برای بهبودی خویش، به عزیز ازدست‌رفته ادای احترام کنید. در این مقاله به بررسی عمیق پذیرش مرگ عزیزان پرداختیم و راهکارهایی طلایی برای چگونگی پذیرش مرگ عزیزان ارائه دادیم. برای مطالعه بیشتر به اینجا بروید.

کتاب‌های مناسب برای کسب آگاهی درباره سوگ و سوگواری و پذیرش مرگ عزیزان

مطالعه نیز یکی از روش‌های مفید و اثربخش برای افزایش آگاهی و بهبود کیفیت زندگی و پذیرش مرگ عزیزان است، به‌ویژه وقتی کتاب‌های مناسب را برای مطالعه انتخاب کنیم. پیشنهاد می‌کنیم این سه کتاب عالی را که با موضوع سوگ مرتبط‌اند، در فهرست مطالعه‌ خود قرار دهید تا با افزایش آگاهی خود راحت‌تر به عزیزان سوگوارتان کمک کنید. حتی قراردادن این کتاب‌ها در اختیار عزیز سوگوار نیز کمک خوبی به او محسوب می‌شود.

134 thoughts on “چگونه بعد از مرگ عزیزان آسوده خاطر باشیم؟ {پذیرش مرگ عزیزان (6 روش طلایی)}

  1. زهرا میگوید:

    سلام من خوهرم از دست دادم خیلی بدبخت کشید مظلوم رفت بیست ماه هرروز هرشب توی فکرم چرا خواهرم اینجوری بر هیچ کس بدادش نرسید دلم جوری میسوز که انگار جهنم چقدر سخت خدا به همه صبر بد

  2. ناشناس میگوید:

    خداوند متعال به همه عزیزان داغ دیده صبر جمیل بده انشاالله منم مامان و بابا رو ازدست دادم براشون به همه دوستان آسمانی دعا میکنم فقط دعا کنید نماز و قرآن کریم بخونید

  3. ناشناس میگوید:

    منم برادر عزیزمو از دست دادم جوان خوش قدبالایی نگاش میکردم کیف میکردم دلتنگشم تا قیامت لعنت به دی شوم

  4. شیوا میگوید:

    سلام منم برادرم رو از دست دادم بعد اون حس میکنم زنده نیستم انگار دنیا تموم شده

  5. خانم رضایی م میگوید:

    منهم هیجده خرداد نوزده ذوزنقه پیش دایی م تصادف کرد و از دنیا رفت من تهرانم ولی خاکسپاری ایلام بود من نتونستم ب دلایلی برم خاکسپاری دارم دیوانه میشم فقط خدا ب دادمان برسد دایی م جوان بود معلم فرهیخته بود استاد اخلاق

  6. مامان مهدیار میگوید:

    پسر ۲۲ ساله نخبه ی مومن معصوم زییای نجیب سخت کوش مهربونم در جنگ ۱۲ روزه شهید شد. حالا سالگردشه و تولدشه. تا داغ اولاد ندیدی به هیچی داغ نگو

  7. سمیر میگوید:

    سلام لعنت به ۴۰۵ اردیبهشت پدرم دم دمای عروب حمام رفت لیاساشوشست مث ی پروانه بال زدرفت اروم دارم میسوزم کورشدم ازبس شب روزگریه کردم امابابام برنگشت

    • مجتبی گلشنی میگوید:

      سلام لعنت بر تیر ۱۴۰۵ دوتا داداش داشتم ولی امروز خاکسپاری بزرگترین داداشم بود

      • محمدرضا شفائي دوست میگوید:

        لعنت به هرچی بیمارستان دولتی که آدم ها روز روشن میکشند آب از آب هم تکان نمیخوره

  8. نسترن میگوید:

    سلام من پدرم رو تازه از دست دادم ، غمش به قلبم سنگين و جگر سوز، ولي عزيزان اگه ميخوايين قلب خودتون آروم و روح عزيز بخاك خفتتون شاد بشه، قرآن بخونين و خيرات كنين ، سوره هاي مختلف مثل ملك، يس، واقعه، هفت بار سوره قدر، و…. در ضمن من سالهاست تلاش كردم آدم مذهبي نباشم به دلايل مختلف ، ولي اتفاقي باعث شد كه خداي مهربون را دوباره در زندگيم ببينم ، جوري كه بلافاصله بعد فوت پدرم كفتم خدايا از تو بود و تو برديش پس راضي ام به رضاي تو…. ما همه از خداييم . بيتابي كردن دست ما نيست ولي بدونين هر آنچه در اين دنياست به خداي مهربان تعلق داره…. پس با ياد او دلهاتون را آرام كنيد و شكرگزار هر آنچه مانده باشيد و در مقابل اراده او سر تعظيم فرود بياريد. باشد كه قلبهاي تكه تكه شده ما را با نگاهي آرام كند.❤️

  9. حمید میگوید:

    درود بر همگی، زندگی تان را بسازید، تا وقتی هستید برد کردید، وقتی رفتید باز هم برد کردید، زیرا به دیدار عزیزانتان میروید، این میشود برد برد

  10. ناشناس میگوید:

    منم داداش عزیز دلم را بعد از یک تصادف شدید و یک ماه توی کما بودن درست ۲ روز بعد تولدش از دست دادم خيلي سخته هنوز تو شوکیم داداش مهربونم خيلي دلتنگت هستیم

    • ناشناس میگوید:

      سلام عزیرم من هم داداش ۲۸ سالم که بسیار هدفمند و تلاشگر بود در یک تصادف رانندگی از دست دادم خدا به همه ما صبر بده تو تنها نیستی و من هم شریک غم تو هستم

  11. لیلا میگوید:

    همسرعزیزمو۴۴روزه به خاک سپردیم😭😭
    خیلیییی سخته نبودنش وتحملِ دیدن جای خالیش😭😭😭برام دعا کنید تا بپذیرم که دیگه نیست وقرارنیست بیاد😭

      • جمال میگوید:

        خدا به دلت صبر بده ،منم برای ارامش اینجا اومدم که بتونم یک ماه از نبود همسر عزیزم که متاسفانه تو تصادف از دست دادم ،تحمل کنم،تو تنها نیستی امید به اینده داشته باش خیلی خیلی سخته هیچ کس نمیتونه مارو درک کنه یک بحران سختی رو باید تجربه کنیم.

      • روشا میگوید:

        من بابام رفته اسمون و من ۸ سالمه خیلی دردناک که نیست بابام خیلی دلم براش تنگ شده خیلی مهربون بود و همه ی چیزاش قشنگ و خوش بو بود براش دعا بفرستید😭😭😭😭😭

  12. فاطمه میگوید:

    منم سوم اردیبهشت دختر 16 سالم از دست دادم خیلی سخته نمیتونم تحمل کنم همش صداش تو گوشمه

  13. ناشناس میگوید:

    منم مادرمو ۲۷اردیبهشت ۱۴۰۵ توی تصادف از دست دادم خیلی برام سخته روزها که اصلا بیقرارم شبها به زور چند ساعت میخوابم دارم دیوونه میشم

    • منیزه میگوید:

      حدا بت صبر بده سخته منم این درد کشیدم هم مادرم هم پدرم را در عرض سه ماه از دست دادم هیچ حال خوبی ندارم بشدت افسرده شدم خیلی تنها شدم

  14. پری زهره میگوید:

    باباجون عزیزم. پدرمهربونم. خحدون وخوش اخلاق. نازنین پدرم راازدست دادم که تمام دلخوشی زندگیم بود ۲۴ اسفند بدترین روز زندگیم بود سال۱۴۰۴ بدترین سال عمرم که مرگ عزیزترین کس زندگیم رادیدم بابای خویم که شب مهمونی باهم بودیم چقدرخوش گذشت فرداش ایست قلبی کرد هیچیش نبود خیلی عکس وفیلم روزهاط قبلیش گرفتبم. باورنمیکنم ونمیتونم تحمل کنم نبینمش هرروز هردوزبهم زنگ میزدیم پیام میدادیم

  15. یاس میگوید:

    سلام . من برادرم رو ۹روز پیش ۲۷ اردیبهشت ساعت ۹شب از دست دادم از من ۲سال بزرگتر بود ۳۶سالش بود حالم خیلی خراب داقونم بهم شک وارد شده به چهرش به قدو بالاش حرفاش فیلماشو عکس هاش که از خودش به جامونده فکرمی‌کنم میبینم دلم میخواد همون لحظه ایست قلبی کنم برم آغوشش تی‌شرتی که تو خونه میپوشید رو نگه داشتم هروقت دلتنگ میشم بو میکنمش وقتی بوی بدنش رو حس میکنم یه حس سبکی بهم دست میده چشمامو می‌بندم به خودم تلقین میکنم زنده است آروم میشم

    • فریبا میگوید:

      سلامخدا صبر بده منم داداشم و عزیزترین کسم بود همه کسم بود رو از دست دادم ۱۴ روز پیش خیلی داغونم

      • مهدی میگوید:

        سلام منم برادرم36سالش بود سروان نیروی انتظامی براثرایست قلبی فوت کرد.دوسال پیش تو زاهدان بمب صوتی زدن کلا افسرده شد قرصای اعصابشو زیاد میخورد خون ریزی معده کرد اردیبهشت405 از دنیارفت دلتنگشم و خیلی دوسش دارم امیدوارم خدا به شما وهمه عزیزانی که عزیزشونو از دست دادن صبر بده

  16. غمگین میگوید:

    منم در تصادف ۸ فروردین وسقوط به رودخانه متاسفانه همسرم و پسر ۵ سالمو روز تولدش از دست دادم خیلی برام سخته لطفا کمکم کنید

    • ناشناس میگوید:

      عزیزم من 20 ساله پسرم و همسرم و پدرم رو از دست دادم و حدود یک ساله مادرم و حالم خیلی بده گاهی اوقات فکر میکنم چه همه از دست دادن و از نبود هرکدومشون غم سنگینی روی دلم هست اسمشه 20 سال ولی هنوز اسمش میاد قلبم درد میگیره اصلا گذشت زمان آدم رو سرد نمیکنه خدا بهمون توان صبر کردن رو بده

    • جمال میگوید:

      خدا به دلت صبر بده ،چقدر تلخه،من خودم همسر عزیزم و الان یک ماه از دست دادم تو تصادف واقعا چی میکشی ،خیلی دردناکه امیدوارم خودتو پیدا کنی ،ولی قبول کن که زمان نیاز داری از خودت توقع نداشته باش که بتونی زود رو به را بشی.سوگواری خودتو تا دلت میخواد انجام بده و خجالت نکش از هیچی و هیچکس.

  17. عشق میگوید:

    چرا عده ای فکرمیکنن که زن برای مرگ همسرش دوست ورفیقش. همه پشت وپناهش بوده وبعضی ها عاشق هم بودن
    میگن. زن اونقدرنمیسوزه من نزدیک سه
    ماهه همسرم. عشق اول واخرم. رفته نمیتونم
    اسم مردن روبغل اسم بزارم. باورنکردم
    توخونه حسش میکنم. هرروزی که میگذره
    داغش بیشتر اتیشم میزنه ومیسوزونه
    خیلی خیلی سخته. فقط ازخدامیخوام صبروتحمل بده تافقط بچهاموبزرگ کنم
    وبعدبرم جاش. میشه یعنی میبینمش دوباره

    • ناشناس میگوید:

      منم با شما همدردم ۲ماهه همسر ۳۶سالمه از دست دادم یک بچه ۴ماهه دارم اصلا حالم خوب نیست…..

  18. مهسا میگوید:

    سلام من توی ۹ ماه پیش برادرم و ازدست دادم یکماه پیش مادرمو هنوز تو شوکم نمیدونم چه حالی ام حتی دیگه نمیتونم گریه کنم نمیدونم حالم خوبه یا بده بیدارم یا خوابم از دلتنگی قلبم داره از جاش بیرون میاد

    • مژگان میگوید:

      آخخخ من قششنگ درکت میکنم عزززیزززمم 😭😭😭😭😭😭منم ۹ماهه مادرموکه همه کسم بودازدست دادم قلبم دردمیکنه ازنبودش

    • راحیل میگوید:

      سلام منم دداشم مرد14روزکه خاهرم مرددارم دیونه میشم وابستگی شدیدبه خاهرم داشتم

    • امیرحسین میگوید:

      خدا رحمتشون کنه منم ۱۰ سال پیش مادرمو از دست دادم چند روز پیشم پدرمو و الان احساس میکنم تنها ترین ادم روی زمینم

  19. فارس میگوید:

    سلام منم ۲۱ فروردین خانمم از دست دادم تو خواب ایست قلبی کرد ۴۵ روزه داغونم ارو م قرار ندارم امتحان یختیه

    • ناشناس میگوید:

      واقعا تلخ ترین درد دنیا را منم تجربه کردم…ولی بخاطر دخترم او زمان ۶ سالش بود الان ۹ سالشون شده تحمل میکنم و پذیرفتم هرکسی رسالتی داره

  20. فاطمه میگوید:

    فاطمه مادرم رو از دست دادم که خیلی وابستش بودم او برای من همه دنیا بود بعد از رفتنش دیگه از هیچ چیز لذت نمی‌برم و از دست آدم ها زود دلم می‌شکنه مخصوصا دو تا خواهران که فاصلشون با من زیاد کردن

  21. داغ برادردیده میگوید:

    منم داداشم ۱۳فروردین لعنتی مریض شدبه خاطر شرایط جنگی نتونستیم به بیمارستان خوبی انتقال بدیم و اشتباه پزشک که خداازش نگذره به کمارفت چندروزبعد از دنیا رفت فقط به خاطر بی کفایتی دکتری که معلوم نیست چطور مدرک پزشکی گرفته

    • ارزو میگوید:

      سلام عزیزم خدابهتون صبر بده؛ منم 24روزه برادرم شب خوابید و دیگه بیدارنشد😭😭😭هشتم محرم زنگ زد گفت سرما خوردم جمعه شب یازده عاشورا بهم زنگ زد گفت بهتر شدم فقط سرم گیج میخوره؛ صبح ساعت6زنگ زدن گفتن امین پرکشیده😭😭خییییلی برام سخته😭😭😭

    • ناشناس میگوید:

      درک می‌کنم منم دخترم ب علت قصورپزشکی ازدست دادم دیگه زندگی بی معنی شده فقط قرآن دلمو آروم میکنه واینکه میگم من خودمم میمیرم کی تاابد زنده مونده

    • پرستش میگوید:

      روح برادرتون شاد خدا صبر بده ب شما💔منم مادر عزیزمو ۱۳فروردین امسال از دست دادم بخاطر اشتباه پزشکان😭بشدت وابسته مادرم بودم و الان بی نهایت دلتنگشم دارم دق میکنم😭دلم برای چهره معصوم و قشنگش برای صداش برای لمس دستاش بی نهایت تنگ شده😭😭😭مادرم خیلی مظلومانه رفت،آخ بمیرم برات مادرررر😭😭

  22. ناشناس میگوید:

    امروز جوان ناکام داشتیم خیلی پسر خوب و پاکی بود توی تصادف فوت کرد و واقعا با تمام وجود براش گریه مردم

  23. زهرا میگوید:

    مادری رو از دست دادم که تکیه گاهم بود تمام امیدم بود صبور بود وخیلی مهربون دیگه تاروزی که زنده ام مثل اونو پیدا نمیتونم روحش شاد

  24. سما میگوید:

    خاله عزیزم خاله خوشگلم خاله جوونم ۴ اردیبهشت از دست دادم بهترین و تنهاترین رفیق و خواهرم … هر روز منتظرم تا مرگم نزدیک بشه تا بتونم دوباره ببینمش

  25. ناشناس میگوید:

    سلام من یکی از عزیزترین کسم یعنی پسر عموم ۱۹ سالم رو ازدست دادم که مسل برادریم الان که امروز ۲۶ سه 1405 هست تا امروز میشه 11 ماه پسر عموم روازدست دادم واقعاً خیلی برام سخته

  26. نازنین زهرا میگوید:

    سلام خدا هیچکس رو با گرفتن فرزندش امتحان نکنه هیچ داغی بزرگتر از داغ فرزند نیست پنج ماه شد دخترم تو تصادف فوت شد هنوز منتظرشم بیاد و بگه مامان من زنده ام اصلا باورم نمیشه داغونم کمرم خدا شکست روز تولدش روزی که خدا بهم بخشید همون روز ازم گرفتش

  27. لیلا میگوید:

    سلام من دخترم رو چهار ماه ازدست دادم ۱۹دی خیلی سخته دارم دیونه میشم 😭😭😭نمی‌دونم چکار کنم 😭😭بسیار زیباوقدبلندو ورزشکار😭😭خیلی روزهای سختیه داغونم فقط ب خاطراتش فکر می‌کنم

    • ناشناس میگوید:

      لیلا جان تسلیت میگم عزیزم من هم برادر عزیزمو توهمون تاریخ ازدست دادم و الان یکماهه میرم مشاوره خیلی خیلی سخته

      • ناشناس میگوید:

        سلام. منم سه ماهه برادرم رو ازدست دادم😭. دلتنگشم و دارم دق میکنم . مشاوره که رفتی تأثیری داره .

    • ناشناس میگوید:

      لعنت به ۱۹ دی لعنت و هزاران لعنت
      منم داداش نازنینم که یه دونه بود و ته تغاری خونمون بود رو از دست دادم از صبح ۲۰ دی متنفرم از دی ماه متنفرم از ۱۴۰۴ متنفرم 😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭

      • کوثر میگوید:

        من امروز بیست و هشت اردیبهشت دخترخاله ها را از دست دادم و به خاطر آتش فکر میکنم او خیلی سختی کشید و مهربان بود خیلی منو دوست داشت و من او را همیشه که می‌رفتیم اونجا حرف های خنده دار می‌گفت🙁😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭☹️😿💔🫂

  28. سمیرا میگوید:

    سلام منم برادرمو عزیز دلمو سه روز به عید مونده بود از دست دادم خیلی تحمل دوریش سخته دوست دارم منم بمیرم همه چیزم بود سخته

  29. آسمان میگوید:

    من ۳ اردیبهشت ۱۴۰۵ خاله ام را از دست دادم، از بچگی همه جا باهاش بودم، الان نمیتونم تحمل کنم. یادش میفتم فقط گریه میکنم. خیلی سخته از دست دادن کسی که برات عزیزه😭😭😭😭😭

  30. فاطمه میگوید:

    سلام منم ۵ماهه پسرم راازدست دادم
    شب وروز ندارم دارم دیوانه میشم جوان
    ناکام بود انقدر زیبا وقد بلندبودحالا چگونه تحمل کنم دوریشو ۲۷سالش بود

  31. سپیده میگوید:

    برادر زاده ی مهربونمو تقریبا سه ماهه از دست دادم .هرروز براش مینویسم وبه دستم و ذهنم اجازه میدم جای اون با من حرف بزنن .دستام مینویسن و چشمام می بارن 😭😭😭

    • زیبا میگوید:

      جدیداً چند ماه پیش پدربزرگم رو از دست دادم خیلی دوستش داشتم نمی توانم فراموش کنم به خاطر خودکشی کردن مرد افسردگی داشت و من نتونستم جلوش رو بگیرم نتونستم کمکش کنم

  32. سوته دل میگوید:

    پدرم پشت و پناهم ۸۲ روز پیش فوت شد بعضی شبا خوابشو میبینم بیدار میشم بوشو حس میکنم میشینم گریه میکنم

    • آسمان میگوید:

      منم خاله ام را از دست دادم و حالم خیلی خرابه. داشت حالش خوب میشد تو بیمارستان ولی یهو فوت کرد😭😭😭

  33. یه بدبخت میگوید:

    سلام منم روز ۲۱فروردین امسال خواهرم رو که بعد مرگ مادر، بزرگم کرده بود رو از دست دادم .خواهرم خودش بچه نداشت .با شوهرش زندگی زیاد خوبی نداشت .شوهرش آدم بد اخلاقی بود.ماهم زیاد بهش سر نمی زدیم .خودش رو در آب رو خونه غرق کرده بود.وقتی به ما گفتن که خیلی دیر بود.خیلی داغونم .نابودشدم.ما خواهر و برادرها هیچ کاری براش نکرده بودیم ولی اون برای ما خیلی زحمت کشیده بود.حالا چکار کنم بعد مرگش ،خاک تو سرم که تا زنده بود سرم به زندگی و بچه هام گرم بود وارد اون غافل بودیم .تورو خدا قدر عزیزان بخصوص زحمت کشان رو بدونید که مثل ما بیچاره نشید

    • مونا میگوید:

      من ۲۲فروردین مادرم ازدست دادم حالا خیلی از کارها بعهده من نمیدونم غمگین باشم یا مراقب بقیه

      • ناشناس میگوید:

        سلام منم پسرم علی رو ۱۶ سالش بود از دست دادم فقط مرگ من رو آروم میکنه همین

      • دختر بی پناه بی مادر میگوید:

        منم27 فروردین مادرم رو از دست دادم دارم به خود کشی فکر میکنم ولی از بچه هام نگرانم که به کی بسپارمشون به همسر دیوانه ام که تو این چهل روز منو با حرفهاش عذاب داده و آفت جونم شده

    • ناشناس میگوید:

      من هم الان‌سه ساله همسرم را از دست دادم عر چی زمان می گذره داغون تر و دلتنگتم
      میشم. خدا خودت یه صبری بهمون بره

  34. Nasim میگوید:

    یه ماه پیش کسی که عاشق هم بودیمو از دست دادم باورم نمیشه یه تیکه از وجودم تو اون دنیاست هیچوقت قرار نیست ببینمش:)

  35. مهناز میگوید:

    شش ماه پیش خواهر عزیزمو از دست دادم خیلی داغونم هیچ جوره نمیتونم با نبودنش کنار بیام از آدم و عالم بدم میاد حالم خیلی خرابه

    • ستاره میگوید:

      عزیز دلم با خاطراتش با خیرات دادن حال خودت واورا خوب کن عمی سنگین است میگن فرق خواهر با جواهر یک نقطه است خدا بهت صبر بده من را دعم خودت شریک بدان

  36. امیر میگوید:

    مادربزرگم امروز از دست دادم تو شوک بزرگی ام نمیدونم چیکار کنم بغض تو گلومه ولی اشکم نمیاد تا اینکه اشکم میریزه و دیگه بند نمیاد
    فقط 6 ساعت از فوت مادربزرگم میگذره 😭😭💔💔💔💔

  37. دل شکسته میگوید:

    تسلیت عرض می‌کنم بنده هم چندروزقبل ازعید۱۴۰۵تصادف کردازدستمون رفت حال روحی ماخیلی خرابه کاش منم بمیرم سخته نبودنشو چطورتحمل کنم

  38. ناشناس میگوید:

    من پسر ۲۰ ساله از دست دادم هر روز واسه خودم آروز مرگ میکنم چون خیلی خیلی دوست داشتم

  39. راستین میگوید:

    برادرم…
    عصر رفت بیرون و دیگه برنگشت
    کشته شد
    بی رحمانه
    و من موندم و خلا و رنج بزرگ مرگ و نبودنش

    • اقاقیا میگوید:

      سلام و عرض تسلیت.
      من هم نازنین برادر ۱۹ ساله ام رو ۲۱ روز پیش از دست دادم😭 تصادف کرد با موتور.
      اما به عبت سهل انگاری جرثقیل و مهار نکردن بار، فوت شد برادرم😭 با اون چهره زیبا و قد و قامت رشیدش😭😭
      روح برادرتون شاد😭 بگردم😭 التماس دعا برای پدر و مادرم که کمرشون شکسته. من هم برای شما و عزیزانتون قلبا دعا میکنم😭

  40. م میگوید:

    شوهر خواهرمو از دست دادم
    مثل برادر و یک تکیه گاه بود برام
    در کنار اون غمِ خواهرم و بچه هاشو نمیتونم ببینم و تحمل کنم
    به خاطرات خوشمون فکر میکنم خیلی سخته که نمیتونیم مثل اون روزا خوش باشیم

    • مهدی میگوید:

      منم دقیقا مثل تو هستم. عصری به چورت زدم خوابشو دیدم خسته شدم از نبودنش. تو اینترنت سرچ کردم کنار امدن با مرگ عزیز از دست رفته که رسیدم اینجا.

  41. رخیم میگوید:

    برادرم روز اول عید نوروز۱۴۰۵ از دست دادم،، چه غم سنگینی دارم، اصلا انگار زنده نیستم، نفس کشیدن هم برام مشکل شده، دایم خاطراتس برام زنده میشه، دلم برای صداش تنگ شده، حال روحیم خیلی خرابه، باورم نمیشه دیکه هیچوقت نمیبینمش،
    خدایا خودت کمک کن

    • مُرده ی متحرک میگوید:

      منم دقیقا ۱ فرودین دادشمو از دست دادم دارم دق میکنمم اخه چرا..
      منتفرممم از زندگی از عید از فروردین..🫠💔💔

    • فریبا سندگل میگوید:

      خدا به شما صبر بده خیلی سخته داغ جوان خدا برای هیچکس نیاره 😭 منم دخترمو دی ماه لعنتی تو تصادف از دست دادم روز تولدش که می‌شد ده سالش تصادف کردیم خیلی داغونم مرده هستم نمی‌دونم چرا دفنم نمیکنن دلم خیلی برای نازنین زهرای بهشتی تنگ شده

      • سوری میگوید:

        منم همسر مهربان و یار و دوست و رفیق صمیمیم بود شوهرم رو از دست دادم ۲۰ اسفند حالم خوب نیست و به شدت افسرده ام

        • S:S میگوید:

          منم شب سال تحویل امسال برادر عزیزمو ازدست دادم یه برادر وخواهر بودیم .. هرثانیه دلتنگشم .. تنها شدم چیکارکنم آروم بشم خدایا کمکم کن

      • ناشناس میگوید:

        منم برادرجووون ومهربونودلسوزمودوماهه ازدست دادم خیلی خیلی داغ دیدن سخته .عاشق دختراش بودشب خوابیدودیگه بیدارنشد.تاابدمیسوزم برات عزیزترینم.

  42. شیوا میگوید:

    به تازگی مادر بزرگم رو از دست دادم شدیدا عذاب وجدان دارم که نتونستم قبل مرگش ببینمش😭😭😭😭چکار کنم

  43. مریم میگوید:

    سلام و درود همکار عزیزم به همراه همسرش و یکی از پسراش و دختر خواهرش موقع شلیک موشک به شهادت رسیدند فقط پسر بزرگش مونده خوشبختانه ایشون زنده هستند و مادر بزرگ و خاله های خوبی دارن که حتما حمایتش میکنن ولی این مصیبت برای من خیلی دردناک ه امیدوارم بتونم کنار بیام خودم تمام حرف‌ها و نصیحت ها رو از حفظم با خودم حرف میزنم ولی بعدش یه موقع هایی یادم میفته و احساس میکنم خالیم فقط اشک میریزم 😭

  44. امین میگوید:

    کاشکی زودتر منم بمیرم خانوادم رو از دست میدم با ندام کاری خودم هر لحظه آرزوی مرگ میکنم.ور شکسته شدم.شرمسارم و کاش زودتر بمیرم😭😭😭😭😭😭😭

  45. ندا میگوید:

    پسر خالم از دست دادم چکار کنم عذاب وجدان دارم چون بهش حرف زده بودم😭😭😭😭😭😭😭😭😭😭💔💔💔💔

  46. سرکوری میگوید:

    سلام از دست دادن پسر یا برادر خیلی سخته از مرگ پسرم ۳۷۰ روز گذشته انگاری دیروز بوده

  47. ترنج میگوید:

    پسرخواهرم ازدست دادمه تحمل مرگش ندارم چه کار کنم آرام بگیرم😭😭😭😭😭😭😭😭😭

    • فرشته میگوید:

      سلام عزیزم خدابهتون آرامش بده منم خواهرزاده گلم رو که ۲۴ سالش بود ازدست دادم خیلی دردناکه وتحملش برام سخته .ندیدنش عذابه دیگه هیچ وقت توجمعمون نیست خدایا چه کنم.

    • ناشناس میگوید:

      سلام عزیزم خدابهتون آرامش بده منم خواهرزاده گلم رو که ۲۴ سالش بود ازدست دادم خیلی دردناکه وتحملش برام سخته .ندیدنش عذابه دیگه هیچ وقت توجمعمون نیست خدایا چه کنم.

    • ناشناس میگوید:

      😭😭😭😭😭😭😭مرگ عزیز سخته مرگ جیگر گوشه ای آدم همیشه میگفتم خدایا من جلو داداشم بمیرم ک طاقط یه دقیق دوریش نداشتم ولی الان چی داداشم رفتت تنهاشدم وهیچ کاری ازم بر نمیاد فقط گریه و زاری ودلتنگی خداااااا یا یا ند یا ایقد زود نگیرازمون

      • خاطره میگوید:

        سلام خداوند بهتون صبر زینبی بده منم دختر داداشمو از دست دادم 27/5سالگردش هست خیلی داغونم انگار یک روز نیست ثانیه به ثانیه داعش تازه تر میشه خیلی دوسش داشتم همش پیشم بود حتی روز مرگش پیشش بودم خیلی برام سخته وسخت میگزره شب وروزم گریه وزاریه و نمیتونم بپزیرم آخ قربون صورت ماهت برم هانیه عزیزم دیگه بریدم از آدم وعالم هیچ چیزی دلمو خوش نمیکنه دوتا پسر کوچک دارم نمی‌دونم اینارو چکار کنم دارم افسرده میشم کسی نیست درکم کنه خداااا😭😭😭😭

      • ناشناس میگوید:

        منم همیشه ب خدا میگفتم من بمیرم ولی نزار ی تار مو از سرش کم شه داداشم. الان ۵ ماهه نیس هرروز و هرشب منتظر فرشته ی مرگمم.مظلوم و مهربون‌ داداشم، قلبم اتیشه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *