۳۴۵,۰۰۰ تومان

دختری که رهایش کردی

رمان

دیلی میل درباره این کتاب گفته است: «کتابی که نمی‌توانید زمین بگذارید.»

در بریده‌ای از کتاب می‌خوانیم:

«بعد فهمیدم که همون‌جا می‌میرم و در حقیقت دیگه واقعاً برام مهم نبود. همه‌ی بدنم از درد گُر گرفته بود، پوستم از تب تیر می‌کشید، مفصل‌هام درد می‌کردن، و سرم سنگین بود. پارچه‌ی کرباس پشت کامیون بلند شد و باز شد. یه نگهبان بهم دستور داد که برم بیرون، به‌سختی می‌تونستم حرکت کنم اما اون منو مثل یه بچه‌ی سرکش، گرفت و هل داد بیرون. این‌قدر لاغر و سبک شده بودم که تقریباً راحت پرت شدم.

صبح مه‌آلودی بود، ولی از همون فاصله می‌تونستم یه حفاظ سیم‌خاردار و یه در بزرگ ببینم. بالای اون در نوشته شده بود: «استروهن» می‌دونستم اون چیه. یه نگهبان دیگه ازم خواست همون‌جا بمونم و بعد به‌طرف کیوسک نگهبانی رفت. اون‌جا با هم صحبت کردن، بعد یکی‌شون به بیرون خم شد و به من نگاه کرد. اون‌ طرف ردیفی از آلونک‌های کارخونه بود. یه جای متروک بود با حال‌وهوای بدبختی که پوچی ازش می‌بارید. تو دو گوشه، دو برج دیده‌بانی با اتاقک قرار داشت و برای جلوگیری از فرار، اون جلو بود. اما اصلاً جای نگرانی نبود. می‌دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشتت می‌سپری؟ یه‌جورایی بهت خوشامد می‌گه.»

- +
برچسب:

اطلاعات تکمیلی

شابک

9786007845820

نویسنده

مترجم

تعداد صفحات

472

قطع کتاب

رقعی

نوع جلد

شومیز

  1. نفیسه

    سلام . واقعا نمیدونم چجوری باید عصبانیتمو کنترل کنم . از صفحه ۴۴۱ تا ۴۵۷ این کتاب داخل کتاب نیست . و صفحات قبل هم پس و پیش هست. در واقع من ۴۰۰ صفحه کتاب خوندم و در نهایت متوجه نشدم پایان داستان چی شد ؟چاپ سی و هفتم انتشارات میلکان .واقعا متاسفم . کتاب رو هم از کتاب فروشی نشر چشمه پاساژ کوروش خریدم .

  2. نشر میلکان

    سلام وقت‌تون به‌خیر.
    چاپ ۳۷ از جمله چاپ‌های قاچاق این کتاب است. کی خریداری کردید؟

ارسال یک نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.