7 راهکار برای خواندن کتاب‌های بیشتر، طبق تحقیقات هاروارد

۷ راهکار برای خواندن کتاب‌های بیشتر، طبق تحقیقات هاروارد

چطور کتاب‌های بیشتری بخوانیم؟

 

بارها شنیده‌ایم، مطالعه‌ی کتاب از شروط لازم برای موفقیت است. اما شما که فردی بزرگسال و پرمشغله‌اید، چطور می‌توانید از این عادت بهره‌مند شوید و کتاب‌های بیشتری بخوانید؟

مطالعه‌ی منظم مزایای آشکاری دارد، افراد ثروتمند و موفقی مانند بیل گیتس و ایلان ماسک بخش زیادی از زمانشان را به مطالعه اختصاص می‌دهند. ماسک حتی ادعا می‌کند دانشی هم که درباره‌ی ساخت موشک دارد از راه مطالعه به دست آورده است و تحقیقات ثابت کرده‌اند که مطالعه می‌تواند از استرس بکاهد، تمرکز را افزایش دهد و حافظه‌ی بلندمدت و کوتاه‌مدت را بهبود بخشد.

اما مطالعه زمان‌بر است و برای فردی که درگیر شغلش است، یافتن زمان مناسب برای خواندن کتاب‌های بیشتر و همچنین حفظ سطح تمرکز لازم برای بهره‌مندشدن از آن عملاً ناممکن است.

خوشبختانه، کارشناسان مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد نکات و ترفندهایی را کشف کرده‌اند که باعث می‌شود نه‌تنها خواندن را عادت روزانه‌تان کنید، بلکه می‌توانید میزان مطالعه و فوایدی را که به ‌دست می‌آورید به‌شدت افزایش دهید.

در ادامه‌ی این مقاله، هفت روش عملی برای خواندن کتاب‌های بیشتر و ارتقای پیوسته‌ی عادت‌های مطالعه‌تان در طول زمان ارائه شده است.

 

۱. قبول کنید که تسلیم‌شدن عیبی ندارد

 

گاهی مطالعه‌ی کتابی را شروع می‌کنیم و بلافاصله می‌بینم حقیقتاً از آن لذت نمی‌بریم یا این‌که مفهوم زیادی برایمان ندارد، با وجود این، آن را تا آخر می‌خوانیم، چون نمی‌خواهیم بدون ‌پشتکار به ‌نظر برسیم.

گریچن رابین، نویسنده‌ی کتاب پروژه‌ی شادی و متخصص عادت‌‌شناسی، به این نتیجه رسید که ذهنیتِ «برندگان تسلیم نمی‌شوند» احتمالاً برای عادت مطالعه کارساز نخواهد بود.

همان‌طور که رابین می‌گوید، با زود تسلیم‌شدن زمان بیشتری برای خواندنِ کتاب‌های خوب خواهید داشت و زمان کمتری صرف خواندن کتاب از روی احساس تعهد می‌کنید. از این دیدگاه به موضوع نگاه کنید؛ هر سال حدود پنجاه‌هزار کتاب منتشر می‌شود. چرا وقت خود را با کتاب‌هایی بگذرانید که واقعاً از آن‌ها لذت نمی‌برید؟

اگر اساساً از کتابی لذت نمی‌برید، احساس گناه نکنید و آن را کنار بگذارید.

مارک منسن در کتاب شادبودن کافی نیست توضیح می‌دهد که چگونه کتاب‌ها را برای خواندن انتخاب می‌کند یا کنار می‌گذارد:

«برای این‌که تصمیم بگیرم کتابی را تا انتها بخوانم یا نه، معمولاً ده درصد از کل کتاب را می‌خوانم. اگر کتابی پانصد صفحه باشد، پنجاه صفحه‌ی اولِ آن‌را می‌خوانم. اگر کتابی صد صفحه باشد، باید بعداز خواندنِ ده صفحه‌ی اول من را جذب خودش کند. اگر مجذوبم نکند یا احترامی برای نویسنده قائل نباشم، قبل‌از این‌که کتاب را کنار بگذارم، نگاهی به فهرست مطالب کتاب می‌اندازم و می‌روم سراغ فصلی که برایم جذاب است. اگر آن فصل هم نیازم را برآورده نکند، کتاب را می‌بندم و دیگر نمی‌روم سراغش. به‌طور میانگین، یک‌سوم تا یک‌دوم کتاب‌هایی را که شروع می‌کنم ناتمام کنار می‌گذارم و بیش‌از ده تا بیست درصد از آن‌ها را نمی‌خوانم.

ممکن است بعضی‌ها از این موضوع تعجب کنند، اما به این نتیجه رسیده‌ام که از بین سه تا چهار کتاب فقط یک کتاب است که اطلاعات ارزشمند در اختیارم می‌گذارد. پس دلیلی ندارد وقتم را با خواندن کتاب‌هایی هدر بدهم که حاوی اطلاعات موردعلاقه‌ام نیستند.»

۲. از زمانِ دور از نظر استفاده کنید

 

استیون کینگ، نویسنده‌ای که مطالعه را دلیل موفقیت باورنکردنی‌اش می‌داند، ظاهراً به مردم گفته است اگر می‌خواهند‌ راه او را دنبال کنند، باید تقریباً پنج ساعت در روز مطالعه کنند.

در ابتدا شاید به این اظهارنظر بخندید، چون دور از ذهن به‌نظر می‌رسد. اما مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد فاش کرد که کینگ واقعاً چقدر در خارج از خانه‌ یا هنگام مسافرت مطالعه می‌کند. تمام زمان‌هایی را که او در بازی‌های رد ساکس در حال مطالعه دیده شده است در نظر بگیرید.

شاید مطالعه‌ی کتاب در ورزشگاه بیسبال برای هر رهگذر عادی احمقانه به ‌نظر برسد. اما اگر رهگذران می‌دانستند همین باعث شد کینگ بیش از ۳۵۰‌میلیون کتاب بفروشد، ممکن است دفعه‌ی بعد تمایل داشته باشند کتابی با خود بیاورند.

در هر بخش از روز دقایقی پنهانی وجود دارند که روی‌هم‌رفته زمان زیادی را تشکیل می‌دهند. نمی‌گوییم در جشن عروسی خواهرتان هم رمان ببرید و بخوانید، اما تقریباً در هر موقعیتی فرصت‌هایی کوچک برای مطالعه وجود دارد.

 

۳. به کسی چیزی نگویید

 

علم نشان داده که وقتی در حال تلاش برای انجام وظیفه‌ای یا رسیدن به هدفی هستید، اگر مقاصدتان را به دیگران بگویید، اثر منفی می‌گذارد و احتمال موفقیتتان را کاهش می‌دهد.

پژوهشی در سال ۲۰۰۹ نشان داد دانشجویانی که می‌خواستند روان‌شناس شوند، وقتی فعالیت‌هایی را که باعث رسیدنشان به این هدف می‌شد می‌نوشتند و با آزمایشگرها در میان می‌گذاشتند، احتمال به انجام رساندن این فعالیت‌ها کمتر می‌شد. گروه دیگری که فهرست فعالیت‌هایشان را با آزمایشگر در میان نمی‌گذاشتند، زمان بسیار بیشتری را صرف پیگیری آن فعالیت‌ها می‌کردند.

وقتی مردم اهدافشان را با دیگران در میان می‌گذارند، انگیزه‌شان برای سخت تلاش‌کردن کمتر می‌شود. در نتیجه، اگر می‌خواهید کتاب‌های بیشتری را مطالعه کنید، هدف و گام‌های خود را برای انجام این کار شرح دهید و حتی یادداشت کنید، اما به کسی نگویید.

 

۴. عوامل حواس‌پرتی را کاهش دهید

 

نیل پاسریچا، با انتقال تلویزیون به زیرزمین و قرار دادن قفسه‌ی کتاب در وسط اتاق، توانست به این مهم در خانه‌اش دست یابد. پاسریچا از آزمایش معروف «کلوچه با چیپس شکلاتی و تربچه»‌ی روی بامایسترِ روان‌شناس الهام گرفت.

از شرکت‌کنندگان گرسنه‌ی این آزمایش خواسته شده بود پازل طولانی‌ای را تکمیل کنند و به برخی از آن‌ها خوراکی داده نشد، درحالی‌که به دیگران کلوچه دادند (و به آن‌ها گفته شد که کلوچه‌ها را نخورند). تعجبی ندارد که گروهی که به آن‌ها کلوچه‌ داده شده بود زودتر تسلیم شدند، چراکه تمام قدرت خود را صرف دوری از کلوچه‌ها کرده بودند.

همه‌ی ما مشغله‌های ذهنی داریم که منجر به حواس‌پرتی ما می‌شوند. احتمالاً برای شما هم پیش آمده که کتاب جلویتان باز باشد اما ذهنتان از جایی به جای دیگر سرگردان شود و به خودتان بیایید و ببینید با این‌که مدتی گذشته، یک پاراگراف بیشتر نخوانده‌اید.

جیم کوییک در کتاب بی‌حدومرز برای چنین مواقعی راه‌حلی دارد: برای حواس‌پرتی‌های خود زمان تعیین کنید!

خاموش‌کردن تلفن همراه وقتی لازم است تمرکز کنید، شاید مشکل باشد، اما آنچه مشکل‌تر خواهد بود، این است که نگذارید نگرانی‌ها و وظایف بر سر راه کاری قرار بگیرند که سعی دارید در آن لحظه انجام دهید. این‌که آن‌ها را نگرانی و وظیفه می‌دانید، دلیلی دارد و همین باعث می‌شود بیرون‌راندن‌شان از ذهن‌تان مشکل‌تر شود.

رسیدگی به دغدغه‌های‌تان یکی از راه‌های دست‌وپنجه‌نرم‌کردن با این موضوع است. اما موقعیت‌هایی هستند که چنین امکانی برای‌تان فراهم نمی‌شود. در این مواقع، باید زمانی مشخص را در برنامه‌ی خود در نظر بگیرید تا این نگرانی و مسئولیت‌ها را بررسی کنید. به عبارتِ ساده‌تر «بعداً به این موضوع فکر می‌کنم» باعث نمی‌شود آن نگرانی بیست دقیقه‌ی بعد دوباره به ذهن‌تان نیاید، اما شاید گفتنِ «ساعت ۴:۱۵ به این موضوع فکر می‌کنم.» مؤثر واقع شود.

۵. کتاب فیزیکی بخوانید

 

انتخاب کتاب‌های واقعی، به‌جای کتاب‌های الکترونیکی، راهی عالی برای پیروی از توصیه‌های کاهش حواس‌پرتی و خواندن کتاب‌های بیشتر است. در دست گرفتن کتابی واقعی، به‌جای دستگاهی متصل به اینترنت که امکان چک‌کردن پیام‌رسان‌های اجتماعی یا گشت‌و‌گذار در اینستاگرام را هم دارد، باعث کاهش عوامل حواس‌پرتی و نیاز کمتر به استفاده از قدرت اراده می‌شود.

اما این ‌فقط یکی از دلایل ترجیح‌دادن کتابِ واقعی به کتاب‌های الکترونیکی است. در دورانی که همه‌ی بسترهای سرگرمی و حرفه‌ایِ ما دیجیتال و اینترنتی است، در دست گرفتن کتابی فیزیکی باعث طراوت مغز می‌شود.

 

۶. طرز فکرتان را تغییر دهید

 

رایان هالیدی،نویسنده‌ی کتاب‌های روزنگار رواقی‌گری و توصیه‌هایی به جوانی که می‌خواهد به جایی برسد، تأکید می‌کند که شرط لازم برای مطالعه‌ی بیشتر تغییر نحوه‌ی تفکر درمورد مطالعه است. او می‌گوید: «نباید به‌‌ مطالعه به چشم کاری که انجام می‌دهید نگاه کنید… باید آن را ‌مانند امری عادی و معمولی در نظر بگیرید، مثل خوردن و خوابیدن. نباید کاری باشد که از روی میل انجامش دهید، بلکه باید کاری غیرارادی و معمول باشد.»

برای افراد موفق، رؤیاها با اندیشیدن درمورد چگونگی دستیابی به آن‌ها محقق نمی‌شوند، بلکه زمانی محقق می‌شوند که خوب و دقیق در ذهن پخته‌ شده باشند. امروز می‌توانید این کار را با تبدیل عادت‌های مطالعه‌‌تان به اهداف خاص و با توجه به زمان انجام دهید و هر روز آن‌ها را در بالای فهرست اولویت‌هایتان قرار دهید.

 

۷. کتاب‌های منتخب را بخوانید

 

چیزی به نام «خستگی تصمیم‌گیری» وجود دارد و می‌تواند در هنگام تلاش برای ایجادعاد‌ت‌های جدیدی مانند مطالعه و خواندن کتاب‌های بیشتر اراده‌ی شما را از بین ببرد.

تلاش بسیار زیاد، برای بررسی دقیق هزاران کتاب جدید که هر سال منتشر می‌شوند، می‌تواند قدرت ذهنی شما را قبل از مطالعه‌ی حتی یک صفحه کتاب از بین ببرد. به همین دلیل است که مجله‌ی کسب‌وکار هاروارد توصیه می‌کند فهرست‌های کتاب منتخب را پیدا کنید.

خوشبختانه ابرغول‌هایی مانند بیل گیتس و مارک زاکربرگ فهرستی از کتاب‌هایی را که می‌خوانند منتشر می‌کنند. با چند دقیقه جست‌وجو در گوگل می‌توانید عادت‌های مطالعه‌ی افراد سرشناس را دنبال کنید.

 

سخن پایانی

 

شاید همه‌ی ما نتوانیم مانند وارن بافت پانصد صفحه در روز بخوانیم یا مانند بیل گیتس پنجاه کتاب را در یک سال مطالعه کنیم، اما می‌توانیم از این نکات برای خواندن کتاب‌های بیشتر در سال جاری، بهبود توانایی‌ در فراگیری اطلاعات و مزایای علمی‌ مطالعه بهره‌مند شویم.

مقالات مرتبط
2 نظر

مطلب خوبی بود. سپاسگزارم

پاسخ دهید

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.قسمتهای مورد نیاز علامت گذاری شده اند *