هنر یادگیری
The Art of Learning: An Inner Journey to Optimal Performance
نویسنده: جاش ویتسکین
مترجم: عذرا گلفام
| انتشار میلادی | 2008 |
|---|---|
| انتشار شمسی | 1404 |
| شابک | 9786222545833 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| تعداد صفحه | 239 |
| سری چاپ |
۳۵۵,۰۰۰ تومان
نویسنده: جاش ویتسکین
مترجم: عذرا گلفام
| انتشار میلادی | 2008 |
|---|---|
| انتشار شمسی | 1404 |
| شابک | 9786222545833 |
| نوع جلد | شومیز |
| قطع | رقعی |
| تعداد صفحه | 239 |
| سری چاپ |
۳۵۵,۰۰۰ تومان
سفری درونی برای دستیابی به بهترین عملکرد
کتاب هنر یادگیری نبردهای نفسگیر هنرهای رزمی و کشمکشهای حیرتانگیز شطرنج را با درسهای زندگی در هم میآمیزد، و ما را با جاش ویتسکین در سفر بیهمتای او برای رسیدن به برتری همراه میسازد. او بهوضوح و مفصل توضیح میدهد که شیوهی یادگیری خردمندانه و اصولی همان چیزی است که شکست را از پیروزی متمایز میکند. ویتسکین معقد است که موفقیت، حتی در سطح قهرمانی، نتیجهی شیوهی زندگی ماست که به روند رشدی خلاقانه و انعطافپذیر میانجامد. او به جای پرداختن به پیروزیهای مهماش، تمرینات روزمرهی درونیاش را توضیح میدهد؛ از ایجاد منبعی دائمی برای کشفیات غریزی، و افزایش مهارتهای تکنیکی برای رسیدن به تواناییهای چشمگیر گرفته تا تبحر یافتن در هنر روان شناختی عملکرد.
جاش ويتسكين با شرح زندگى حرفهاىاش، توضيح مىدهد كه چگونه ارتكاب خطاها پذيرفتن شكستها در نهايت به نفع ماست. او بر اين باور است كه موانع، بازدارنده نيستند بلكه چالشهايى براى پيروزىاند كه كمك مى كنند با تبديل ضعفها به قوتها و روند رشد را طى كنيم. او شيوههايى كه در تمام رقابتهاى خود – چه ذهنى و چه جسمى – به كار برده را به طور دقيق توضيح مىدهد، طورى كه با كمک آن شما هم بتوانيد در زمينهى فعاليت خودتان به اوج عملكرد برسيد.
ويتسكين چگونه توانست در دو رشتهى ورزشى متفاوت به بالاترين سطح قهرمانى برسد؟ او در پاسخ به اين سؤال مى گويد: ((به اين نتيجه رسيدم چيزیكه توى اون بهترينم تاى چى نيست، شطرنج هم نيست، چيزى كه توى اون بهترينم، هنر يادگيريه.))
چهل ثانيه تا شروع دور دوم باقى مانده. به پشت روى زمين افتادهام و تلاش مىكنم نفس بكشم. تمام بدنم درد مىكند. نفس عميقى مىكشم و بيرون مىدهم. حس مىكنم فردا حتى ديگر نمىتوانم شانهام را تكان بدهم، انگار يک سال زمان لازم است تا خوب شود، اما فعلاً نبض مىزند، و من ارتعاش هوا را در اطرافم حس مىكنم. ورزشگاه از غوغاى تشويقها مىلرزد؛ تشويقهايى به زبان ماندارين كه براى من نيستند. همتيمىهايم بالاى سرم زانو زدهاند و نگران نگاهم مىكنند. بازوها، شانهها و پاهايم را مىمالند. زنگ مسابقه به صدا درمىآيد. صداى پدرم را از ميان تماشاگران مىشنوم: يالا جاش! بايد بلند شوم.
از متن كتاب
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.