جملات مهم از کتاب دوباره فکر کن
- غرور، جهالتِ همراه با اعتقاد راسخ است.
- جهل و نادانی عموماً بیشتر از علم و آگاهی موجب اعتمادبهنفس میشود.
- «وقتی نظراتم اشتباه از آب در میآن، تنها زمانیه که مطمئنم چیزی یاد گرفتم.»
- جهل و نادانی عموماً بیشتر از علم و آگاهی موجب اعتمادبهنفس میشود.
- افراد هرچه باهوشتر باشند، محکمتر زمین میخورند.
- «خستهکردن کسی هنگام بحث و متقاعدکردنش، باهم فرق دارند.»
- یک یادداشت برای خودم: یادم باشد در سفر بعدیام به قلهٔ کوه حماقت، یک سلفی از خودم بگیرم.
- اینکه نظرتان را تغییر دهید شما را به آدمی دورو یا دمدمیمزاج تبدیل نمیکند، بلکه به این معناست که شما تمایل به یادگیری دارید.
- بهجای گوشدادن به دیدگاههایی که باعث میشوند به فکر فروبرویم، به دیدگاههایی گوش میدهیم که احساس خوبی به ما میدهند.
- «پیشرفت بدون تغییر غیرممکن است و کسانی که نتوانند ذهنشان را تغییر دهند، نمیتوانند هیچچیزی را تغییر دهند.»
- افکار ما به عاداتی تبدیل میشوند که ما را کُند میکنند و تا زمانی که دیگر کار از کار گذشته، به خودمان زحمت نمیدهیم دربارهٔ آنها مردد شویم.
- بسیاری از افراد سعی میکنند خودشان را باهوش نشان دهند. اما شنوندههای خوب بیشتر علاقه دارند کاری کنند که مخاطبشان احساس باهوشبودن کند.
- وقتی مردم به نصیحتی گوش نمیدهند، همیشه دلیلش این نیست که با آن مخالف هستند. گاهی در مقابل حس فشار و این حس که کسی دارد تصمیمشان را کنترل میکند مقاومت میکنند.
- متوجه شدهام دانشجویانی که در بیستسالگی در مورد برنامههای شغلیشان بسیار مطمئن هستند، از آن دست افرادی هستند که در سیسالگی حسرتهای عمیقی دارند.
- روانشناسان معتقدند بسیاری از چیزهایی که به درست بودنشان باور داریم تنها حاصل بدیهیات فرهنگی هستند: چیزهایی که خیلیها به آن باور دارند و بهندرت کسی به درستیشان شک میکند. اگر دقیقتر به آنها نگاه کنیم اغلب متوجه میشویم که پایههای متزلزلی دارند.
متن پشت جلد کتاب دوباره فکر کن
تابهحال داستان سقوط شرکت بلکبری را شنیدهاید؟
احتمالاً شما مایک لازاریدیس، مخترع بلکبری، را نمیشناسید ولی او تأثیر بسزایی در زندگی شما داشته است. طرز فکر او جرقهای بود که انقلاب گوشیهای هوشمند را رقم زد.
در سال 2009 تلفنهمراه بلکبری در اوج بود. این شرکت تقریباً 50% از بازار گوشیهای هوشمند امریکا در دست داشت و همه، از بیل گیتس گرفته تا رئیسجمهور اوباما و اپرا وینفری میگفتند که نمیتوانند بدون دستگاه بلکبریشان زندگی کنند. اما تنها 5 سال طول کشید تا سهم بلکبری از این بازار به کمتر از 1% برسد. چرا؟
دلیل این اتفاق این بود که مایک بیش از حد به اختراع موفقیتآمیز خود اعتقاد و اطمینان داشت.
زمانی که در سال 2007، آیفون شرکت اپل عرضه شد و در عرصهی گوشیهای هوشمند با سرعت سرسامآوری ترقی کرد، مایک لازاریدیس هنوز اعتقاد داشت که مردم دستگاهی بیسیم برای ایمیلها و تماسهای کاری میخواهند، نه کامپیوتری جیبی که نرمافزارهای سرگرمکننده دارد. او نمیتوانست دنیایی را تصور کند که مردم در آن خواهان چیزی بیشتر از ویژگیهای فعلی بلکبری باشند.
شاید اگر مایک لازاریدیس نسبت به بازاندیشی در محصول موردعلاقهاش انعطافپذیرتر بود، تا به امروز بلکبری و اپل در رقابت با یکدیگر باعث چندین تحول شگرف در زمینهی گوشیهای هوشمند میشدند.
اما برای قضاوتکردن مایک لازاریدیس عجله نکنید! ممکن است شما هم بارها همین اشتباه را مرتکب شده باشید.
آدام گرنت در کتاب دوباره فکر کن مینویسد:
«بسیاری از ما به دانش و مهارت خود و پایبندبودن به عقاید و نظراتمان افتخار میکنیم. این امر در یک جهان تغییرناپذیر، که در آن بهخاطر داشتن عقاید راسخ تشویق شویم، منطقی است. اما مشکل اینجاست که ما در دنیایی زندگی میکنیم که دائماً در حال تغییر و تحول است؛ جایی که باید به همان اندازهای که زمان صرفِ فکرکردن میکنیم، صرفِ بازاندیشی کنیم.»
او در کتاب دوباره فکر کن بهسراغ جالبترین شواهد و تعدادی از خبرهترین بازاندیشهای دنیا رفته و داستانهایی قابلتأمل از آدمها و کسبوکارهای واقعی مطرح میکند که چطور بازاندیشی منجر به موفقیت یا شکست آنها شده است. با خواندن ایدههایی که او در این کتاب مطرح میکند یاد میگیرید آموختههایی که دیگر به کارتان نمیآید را رها کنید، ابزارهای جدیدی به جعبهابزار ذهنتان اضافه کنید و تغییری اساسی در زندگی خود ایجاد کنید.
پیشرفت بدون تغییر غیرممکن است و کسانی که نتوانند ذهنشان را تغییر دهند، نمیتوانند هیچچیزی را تغییر دهند.
تحسینهای کتاب دوباره فکر کن
دوباره فکر کن کتابی برای امروز ماست. بله، یادگیری به تمرکز نیاز دارد، ولی ازیادبردن چیزهای غلط به تمرکز دوچندان. باید بهجای جستن آسایش شجاعتِ تغییرکردن داشته باشیم. آدام گرنت در این کتاب تحقیق و داستانگویی را با هم آمیخته تا به ما کمک کند از هوش و احساساتمان کار بکشیم و کنجکاو باقی بمانیم. نادانستههایم هرگز بهاندازهی حالا هیجانانگیر نبودهاند!
برنه براون؛ نویسندهی کتاب اطلس دل و شجاعت در برهوت
آدام گرنت معتقد است که داشتن ذهنی باز مهارتی قابل آموزش است. و هیچکس نمیتواند بهتر از خود او این مهارت ارزشمند را در این کتاب بینظیر آموزش دهد. بینشهای چشمگیر این کتاب معرکه بهطور قطع شما را وادار میکند در نظرات و مهمترین تصمیمات خود بازاندیشی کنید.
دنیل کانمن؛ برندهی نوبل جایزهی اقتصاد و نویسندهی کتاب نویز
دیدگاهها
هیچ دیدگاهی برای این محصول نوشته نشده است.