با ازدستدادنِ یک چیز، دلیلی ندارد تا همهچیز را ازدسترفته ببینیم.
ما نیازمند داستانهای جدیدی از شجاعت هستیم در مواجهه با چیزی که درمان ندارد.
بارها و بارها میشنوم که قضاوتشدن چقدر دردناک است، نادیدهگرفتهشدن و فهمیدهنشدن.
باید صحبتکردن دربارهٔ دردمان را درست مثل صحبتکردن دربارهٔ لذتمان عادی کنیم.
حقیقت این است آنهایی که رنج را تجربه میکنند، معرفتی کسب میکنند که بقیهٔ ما به آن نیاز داریم.
هیچکدام از ما در این مسیرِ سوگ، به زندگیِ قبلی یا کسی که قبلاً بوده برنمیگردد.
چگونگیِ برخورد ما با سوگ همان چگونگیِ برخوردمان با بسیاری از مسائل زندگی است.
این حرفْ متناقض به نظر میرسد، اما تسلیِ واقعی در سوگ، در پذیرش درد است، نه در تلاش برای رهایی از آن.
نمیتوانید درد را وادار کنید منظم باشد. نمیتوانید سوگ را مرتب و قابلپیشبینی کنید. سوگ بهاندازهٔ عشق منحصربهفرد است.
وظیفهٔ ما، بهتنهایی و باهم، این نیست که درد و فقدانی را که حس میکنیم به حداقل برسانیم، بلکه این است که بفهمیم این حوادثِ تحولساز در زندگی، چه چیزی را درونمان بیدار میکنند.
«نمیخواهم خودم را بکشم، اما میتوانم بگویم که اگر یک پیانو درحالِ سقوط از سقفِ این ساختمان بود و من درحال ردشدن بودم، فرار نمیکردم.»
دردِ مرهمنیافته و پذیرفتهنشده رفع نمیشوند. این درد تلاش میکند به هر نحوی که ممکن است شنیده شود؛ اغلب خود را بهصورت اعتیاد، اضطراب، افسردگی، و انزوای اجتماعی نشان میدهد.
«همیشه حق دارید بگذارید و بروید، حتی اگر تازه رسیده باشید، حتی اگر همهچیز را خودتان برنامهریزی کرده باشد. هیچکس قرار نیست مثل شما این مسئله را در زندگی تحمل کند. هر زمان که لازم دیدید بگذارید و بروید».
در اوایل دوران بحران خودم، چیزهای غیرقابلتصوری درمورد سوگواریام، درمورد مهارتم در مقابله با آن، و دربارهٔ خودِ مَت میشنیدم. به من گفته شد که اگر این اندازه برای «ازدستدادن یک مَرد» ناراحت باشم، فمینیست خوبی نیستم.
سوگ هیچ ایرادی ندارد. سوگ امتداد طبیعیِ عشق است، پاسخی سالم و عاقلانه به فقدان. اینکه سوگ حس بدی به همراه دارد باعث نمیشود بد باشد. اینکه شما احساس میکنید دیوانه شدهاید دلیل نمیشود دیوانه باشید. سوگ بخشی از عشق است، عشق به زندگی، عشق به خود، عشق به دیگران.
مرگ پدربزرگ و مادربزرگ مثل مرگ فرزند نیست. ازدستدادن شغلتان مثل ازدستدادن یک دستتان نیست. جریان از این قرار است: هر فقدانی معتبر هست، ولی با دیگری یکسان نیست. نمیتوانید دورنمایی واحد از سوگها تصور کنید و بگوید همهٔ آنها باهم برابرند. اینطور نیست.
در بخشی از کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست میخوانیم:
بعضی چیزها را نمیتوان درمان کرد؛ فقط باید آنها را به دوش کشید. در کتاب کمدی الهیِ دانته، ویرژیل راهنمای دانته از جهنم بهسوی برزخ است. وقتی دانته با دیوار بزرگی از آتش روبهرو میشود و وحشت میکند، ویرژیل به او میگوید: «انتخاب دیگری نداری. این آتشی است که میسوزاند، اما از بین نمیبرد.» ولی دانته همچنان میترسد.
ویرژیل ترس او را حس میکند، دست روی شانهاش میگذارد و تکرار میکند: «انتخاب دیگری نداری.» دانته نیز عزم خود را جزم میکند و وارد میشود. همهی کسانیکه زندگی میکنند با این دیوار آتش روبهرو خواهند شد.
همهی ما در مرحلهای از زندگی، سوگ و فقدان را تجربه خواهیم کرد. همهی ما فردی را خواهیم شناخت که با فقدانی بزرگ زندگی میکند. همهی ما، در این تنها نوبتِ زندگیمان، آمدهایم برای عشقورزیدن و ازدستدادن. هیچکس نمیداند چرا، اما همین است که هست. اگر به عشق پایبند باشیم، بهناچار با فقدان و سوگ هم آشنا خواهیم شد.
اگر از فقدان و سوگ دوری کنیم، هرگز حقیقتاً عشق را تجربه نخواهیم کرد. پس چرا فرهنگ ما اندوه را بیماریای میداند که باید درمان شود، آن هم در سریعترین زمان ممکن؟مگان دیواین در کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست مینویسد: «در فرهنگ ما، شیوهی برخورد با سوگ معیوب است. سوگ نوعی از بدبختی است؛ احساسات وحشتناک و آشفتهای که باید در اسرعِ وقت مرتب شده و پشت سر گذاشته شود. هرکدام از ما در سوگمان احساس کردهایم قضاوت و تصحیحمان کردهاند. نصیحتمان کردهاند که «دیگر به آن فکر نکنیم»
گذشته را پشت سر بگذاریم و به زندگیمان بازگردیم. اما مسئله این است که سوگ «مشکل» نیست که بخواهیم آن را حل کنیم؛ «اشتباه» نیست و نمیتوانیم «درستش» کنیم؛ بیماری نیست که بتوانیم درمانش کنیم.» باید بدانید که حال شما «خوب» نیست و شاید هیچوقت هم حالتان «خوب» نشود.
ما با مسائلی که در زندگیهایمان رخ میدهد تغییر میکنیم. اینکه از ما انتظار میرود که پساز فقدانی ویرانکننده به حالت عادی برگردیم زمانی دیوانهکنندهتر میشود که بفهمیم چنین انتظاری در هیچ تجربهی دیگری از زندگی وجود ندارد. فقدان و سوگ دیدگاهمان را تغییر میدهد.
دنیای ما برای همیشه تغییر میکند و هیچ راهی نیست که بخواهیم به دنیای قبلمان برگردیم. این خواستهای غیرممکن است. اما اگر سوگ ما هیچگاه بهبود نمییابد و حلوفصل نمیشود، اگر هیچگاه نمیتوانیم آن را پشتسر بگذاریم و به حالت «عادی» برگردیم، چگونه باید به زندگی ادامه دهیم؟ هدف اصلیِ کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست همین است:
یافتن راههایی برای زندگی در کنار فقدان، ایجاد زندگی در کنار آنچه همواره جای خالی خواهد بود.
معرفی کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست در برنامه کتابباز
مگان دیواین رواندرمانگر، نویسنده، سخنران و مدافع تغییرات عاطفی در سطح فرهنگ و جامعه است. او از سال 2009 که شریک زندگیاش را در صانحهی غمانگیزی از دست داد، به عنوان صدایی جدید و جسور در دنیای حمایت از سوگ ظاهر شد. مگان از طریق کتابهایش و سایتش (refugeingrief.com) به بسیاری از افراد سوگوار در سراسر جهان کمک کرده تا در دل فقدان و اندوه زندگی خود را ادامه دهند. اثر دیگرش کتاب چگونه رنجی را که نمیتوانیم درمان کنیم به دوش بکشیم است که توسط نشر میلکان...
3 دیدگاه برای عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست
یاسمریم –
میلکان عزیز،ترجمه ی این کتاب از نظر من،یکی از بهترین کارهای شماست.آنقدر ظریف و دقیق مفهوم رو میرسونه که اصلا متوجه این که زبان اصلیش فارسی نیست هم نمیشم!با تشکر از تلاش های شما
نمره 5 از 5
زهره –
به عنوان یک کتابخوان حرفهای، من باید بگویم که خرید کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست از انتشارات میلکان بهترین ابزاری هستند که میتوانید در زمانهایی که حالت خوش نیستید به آن روی بیاورید.
نفیسه خسروجردی –
خوشحالیم این کتاب براتون مفید بوده 🌹
نمره 2 از 5
زهرا –
سلام قیمت کتاب توی سایتهای دیگه خیلی پایین تر هست البته با تخفیف، جریان چی هست شما با قیمتی دوبرابر زدین؟؟
نشر میلکان –
سلام وقت بخیر
ما سیاستمون از ابتدا حمایت از کتابفروشیها و تقویت چرخهی نشر بوده به همین علت تخفیف نمیدیم تا کتابفروشیها بتونن فعالیت کنن. چون اگر ما تخفیف بدیم بدون شک هیچکدوم از فروشندهها توانایی رقاببت با ما رو بهعنوان تولیدکننده نخواهند داشت.
ما قیمت رو بالا نمیزنیم، قیمت اصلی کتاب اینه. اینکه کتابفروش تخفیف بده دست خودشه و رقابت بین فروشندهها طبیعتاً به نفع مشتریه.
کتابهایی از نشر ما که بدون تخفیف، خیلی قیمت پایینی دارن یا کپی هستن (غیرقانونی) و یا چاپ قدیم. البته اکثراً کپی غیر قانونی هستن.
یاسمریم –
میلکان عزیز،ترجمه ی این کتاب از نظر من،یکی از بهترین کارهای شماست.آنقدر ظریف و دقیق مفهوم رو میرسونه که اصلا متوجه این که زبان اصلیش فارسی نیست هم نمیشم!با تشکر از تلاش های شما
زهره –
به عنوان یک کتابخوان حرفهای، من باید بگویم که خرید کتاب عیبی ندارد اگر حالت خوش نیست از انتشارات میلکان بهترین ابزاری هستند که میتوانید در زمانهایی که حالت خوش نیستید به آن روی بیاورید.
نفیسه خسروجردی –
خوشحالیم این کتاب براتون مفید بوده 🌹
زهرا –
سلام قیمت کتاب توی سایتهای دیگه خیلی پایین تر هست البته با تخفیف، جریان چی هست شما با قیمتی دوبرابر زدین؟؟
نشر میلکان –
سلام وقت بخیر
ما سیاستمون از ابتدا حمایت از کتابفروشیها و تقویت چرخهی نشر بوده به همین علت تخفیف نمیدیم تا کتابفروشیها بتونن فعالیت کنن. چون اگر ما تخفیف بدیم بدون شک هیچکدوم از فروشندهها توانایی رقاببت با ما رو بهعنوان تولیدکننده نخواهند داشت.
ما قیمت رو بالا نمیزنیم، قیمت اصلی کتاب اینه. اینکه کتابفروش تخفیف بده دست خودشه و رقابت بین فروشندهها طبیعتاً به نفع مشتریه.
کتابهایی از نشر ما که بدون تخفیف، خیلی قیمت پایینی دارن یا کپی هستن (غیرقانونی) و یا چاپ قدیم. البته اکثراً کپی غیر قانونی هستن.